تبلیغات
شهدای محله نکوآباد - شهیدحسین شفیعی شهدای محله نکوآباد - شهیدحسین شفیعی
 
شهدای محله نکوآباد
هیئت مکتب الشهدا محله نکوآباد
هیئت مکتب الشهدا محله نکوآباد


نام: حسین
شهرت: شفیعی
نام پدر: مهدی
تاریخ تولد:-

محل تولد:-
تاریخ شهادت: 1360/9/8
محل شهادت: بستان

محل دفن: گلزار شهدای نکوآباد


زندگی نامه شهید:


شب قبل از حمله در گوشه‌ای از سنگر نشسته بود و زمزمه ‌می‌کرد. وقتی به او نزدیک شدم، دیدم با چشمان اشکبار زمزمه « یا مهدی ادرکنی» سر داده است. او را به‌خوبی‌می شناختم. او هم‌محلی من، حسین شفیعی از نکوآباد بود. او در دوران انقلاب آنقدر جسارت و شجاعت نشان داد که اکثر کارگران کارخانه سیمان سپاهان را به اعتصاب کشانید و به این طریق ارادت خود را به انقلاب و امام (ره) نشان داد؛ حالا با تضرع و زاری زمزمه‌می­کرد و حضرت مهدی را صدا‌می­زد.
به‌ یقین صدای زمزمه او به گوش حضرت مهدی (عج) رسیده بود؛ چراکه قبل از شروع عملیات، نام مهدی (عج) فرماندهان را به این فکر انداخت که در عملیات طریق‌القدس که امام آن را فتح‌الفتوح نامید، از راه رمل‌ها مسیری برای یورش به دشمن بازکنند. به همین خاطر یکی از سربازان بومی را که قبلاً درمنطقه‌ میش­داغ( نام مرتفع‌ترین منطقه دشت آزادگان  است که در 85 کیلومتری شرق شهر اهواز است  و از شمال شهر بستان آغاز می شود و تا نزدیکی‌های رودخانه کرخه در محدودۀ عبدالخان ادامه دارد)چوپان بود، به مشاوره خواستند و او با نشان‌دادن یکی از مسیرهایی که از ذهن عراقی‌ها به هیچ‌وجه نمی­گذشت راهی فرا روی رزمندگان گشود که بعدها آن را «جاده فانوس» نامیدند.
جاده فانوس 9800 متر از‌میان رمل‌ها عبور‌می­کرد و با توجه به اینکه امتداد این جاده پر از درخت‌های کویری بود،  به هیچ وجه قابل دیدن و شناسایی نبود. در مسیر این جاده تعدادی فانوس به کار گرفتند که فقط طرف نیروهای ایرانی بود و هیچ نوری به طرف عراقی‌ها بازتاب نمی‌شد. سرانجام عملیات شروع شد و نیروهای ما با استفاده از این جاده که جهاد سازندگی سمنان آن را درست کرده بود و همچنین با استفاده از محورهای دیگر، به دشمن یورش بردند و نبرد خونینی درگرفت.

حفظ بستان برای صدام که حتی درآن شهر فرماندار و شهردار هم تعیین کرده بود، بسیار مهم بود. وقتی خبرهای لحظه‌به‌لحظه شکست نیروهای خود را شنید، شخصاً هدایت و رهبری عملیات را به عهده گرفت؛ با این حال نیروهای توانمند ایران اسلامی توانستند پس از نبردی بی‌امان بستان و پل سوبله ( سوبله،پلی است که بر روی رودخانه سابله که از کنار شهر بستان‌می گذرد زده شده است دشمن در عملیات طریق القدس سعی داشت از این پل بگذرد تا به شهر رخنه کرده ، شهر را باز پس گیرد.) را تصرف کنند. اما نبرد خونین در چزابه بیش ازهشت روز  ادامه داشت که آن هم با دعای خیر  رزمندگانی مثل حسین شفیعی که امام زمان(عج) را صدا‌ می¬کردند، با پیروزی نیروهای ایران اسلامی به پایان رسید. عملیات طریق­القدس که حاصل خون شهدای ارزشمندی چون حسین شفیعی بود، تأثیر بسیار بزرگی در روند جنگ داشت. همین امرباعث شد به فاصله کوتاهی پس از عملیات، نیروهای اسلام طرح عملیات بعدی، یعنی فتح‌المبین را طراحی کنند.
دشمن پس از شکست در بستان ساکت ننشست و ماه‌ها طرح‌های عملیاتی کشید و عملیات انجام داد که بستان را دوباره اشغال کند؛ اما با مقاومت نیروهای حاضر در آن منطقه شکست خورد.
حسین شفیعی در حین عملیات طریق‌القدس در کنار شهدای بزرگی چون حجت­اله رئیسی قرار گرفت و در تاریخ60/9/14 به لقاءالله پیوست. پیکر این شهید بزرگوار به نکوآباد منتقل و در گلزار شهدای این محل به خاک سپرده شد.

گزیده ای از وصیت‌نامه شهید :

با نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود فراوان به حضرت ولی­عصر(عج) و نایب برحقش امام خمینی(ره)، و با درود و سلام به رزمندگان که همچون شیر در قلب دشمن‌
می­خروشند و
پیش‌می­روند و باسلام به امت شهیدپرور اسلام.
قبل از هر چیز باید به پدر ومادر و همسر و همین طور خواهران و برادرانم توصیه­ای بکنم:بعد از شنیدن خبرشهادت من، اصلاً احساس ناراحتی به خود راه ندهید و گریه نکنید تا منافقان کوردل شاد نشوند. شما باید با اعمال‌تان به آنها‌ بفهمانید که ما از کشته‌شدن فرزندانمان باکی نداریم. انتظاری که از شما دارم این است که راه حسین(ع) که همان راه سرور شهیدان است را ادامه دهید و از سنگرتان که همان حجاب است، درحفظ آن بکوشید و پیام خون شهیدان اسلام و همین طور شهیدان بستان را به امت ایران و بالاخره به همه جهانیان برسانید. امیدوارم که با یاری خداوند مهربان در این راه موفق و پیروز باشید.
پدر و مادر گرامیم! برادر و خواهرانم و همین‌طور همسرگرامیم! هر وقت احساس ناراحتی کردید، یاد شهیدان کربلا و شهیدان گمنام و شهیدانی که نزدیک به صد هزار نفر در این انقلاب جان خود را فدا کردند، بکنید. من راهی را انتخاب کردم که سرور شهیدان حسین‌بن‌علی (ع) در این راه گام نهاد و در این راه هم به شهادت رسید. خدا را شکر کنید که چنین فرزندی به شما داد و شما توانستید این نعمت الهی را خوب بپرورانید و به خدا پس بدهید.
سلام بر همسر گرامی‌ام! باید بگویم که اگر من شهید شدم، فکر نکنی که من تو را تنها گذاشتم، بلکه تورا به دست خدا و بعد به دست پدر و مادرم سپردم و مطمئن هستم که پدر ومادرم به‌خوبی از تو مراقبت خواهند کرد. از تو‌می¬خواهم که از فرزندانم مراقبت کنی و فاطمه‌گونه¬و زینب‌گونه زندگی کنی و آنها را طوری تربیت کنی که افرادی مؤثر برای جامعه باشند. در حجاب و پیشبرد احکام اسلامی مطالعه کنند و بینش و آگاهی خود را وسیع¬تر کنند تا در حجاب و پیشبرد احکام اسلام نمونه و سرمشق دیگران باشند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 5 اسفند 1396 23:14
این فوق العاده است که شما از این بخش از نوشتن و همچنین از افکار خود دریافت کنید
گفتمان ما در این محل ساخته شده است.
دوشنبه 23 بهمن 1396 19:08
سلام، فقط از طریق وبلاگ خود از طریق Google مطلع شدید و متوجه شدید که واقعا مفید است.
من قصد دارم برزیل مراقب باشم. اگر این را ادامه دهید سپاسگذارم
در آینده. بسیاری از افراد از نوشتن شما سود خواهند برد.
به سلامتی!
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 15:50
باسلام کسانی که ازاین شهیدبزرگوارآثاری اعم از.فیلم.صوت.خاطره.عکس ازبدوتولدتاشهادت و...دراختیاردارندمارادرادامه راه شهداءیاری نمایید.محل جمع آوری آثاراصفهان/خیابان مصلی(آب250)درب اصلی مسجدمصلی سنگرفرهنگی عاشقان راه شهداءوشماره تماس 09381355994 درضمن آثارشماپس ازتکثیراصل آن به شماتحویل داده می شود.
شنبه 6 مهر 1392 13:04
سلام خسته نباشید ولی این مطالب که منبا نداره؟؟؟؟؟؟نخوایید ثواب کنید کباب شید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :